گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
152
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
گزنفون تصميم گرفت پارسيان را تعاقب كند و با كمك نفرات سنگين اسلحه و سبك اسلحه كه در عقب لشكر بودند چنين كرد اما در اين اقدام تعاقب حتى يك تن از افراد دشمن دستگير نشد زيرا كه يونانيها نفرات سوار نداشتند و پيادگان آنها نيز نتوانسته بودند به پيادگان دشمن برسند زيرا كه اين دسته خيلى زود پا بفرار گذاشته بودند و براى يونانيها زياد جلو رفتن دور از مصلحت بود . در اين حين افراد دشمن با تيرهائى كه به عقب مىانداختهاند تلفاتى بيونانيها وارد ساختند ناگزير اين عده در همهء طول راه با جنگ و گريز به لشكر اصلى پيوستند و در نتيجه تمام آن روز را نتوانسته بودند بيش از بيست و پنج استاديا پيش بروند . بارى در حوالى غروب به دهات مقصد خود رسيدند . در اين مورد بار ديگر حس يأس همه را فرا گرفت . خريسوفوس و سركردههاى ارشد به كار گزنفون خرده گرفته بودند كه چرا از گروه اصلى لشكر جدا مانده و دشمن را تعاقب كرده و بدين ترتيب خويشتن را به خطر انداخته بود و با وجود همهء اين كارها از وارد كردن هرگونه صدمهاى هم به دشمن بازمانده بود . وقتى كه گزنفون گفتههاى ايشان را شنيد به آنها حق داد كه از اقدام او انتقاد كردهاند و گفت نتيجهء كار نيز مؤيد نظريات آنهاست . او افزود : « اما چارهاى جز تعاقب دشمن نداشتم زيرا كه بواسطهء ماندن در قرارگاه تلفات سنگين داده بوديم بدون اينكه امكان ضربتى داشته باشيم اما راجع به آنچه بعد از تعاقب پيش آمده است حق كاملا با شماست هرچند قدرت آن را نداشتيم كه صدمهاى به آنها وارد سازيم و با هزاران اشكال عقبنشينى كردهايم . ازينرو بايد خدايان را سپاسگزار